امیرمحمود جون بابا

بشکن زدن امیر محمود

تلویزیون در حال پخش یه اهنگ کودکانه بود امیر محمود هم خوشش اومده بود من هم امیر محمود رو بغل کردم و شروع کردم به بشکن زدن ، امیر محمود هم منو نگاه می کرد و بعد شروع کرد به بشکن زدن که هیچ صدائی ازش در نمی اومد شروع کرد به گریه که بابائی دست من صدا نمی ده حسابی گریه کرد من هم مجبور شدم هر جوری که هست حواسش رو پرت کنم تا گریه نکنه و عجیب گریه می کرد بالاخره با هر ترفندی بود موفق شدم تا ارومش کنم بعد از چند روز که من تو اتاق خواب بودم اومد بالای سرم بیدارم کرد گفت ببین بابائی صدا می ده بله انگشتاش بود که صدای اروم بکن از در می اومد امیر خیلی خوشحال شده بود تا حالا اینقدر خوشحال ندیده بودمش اخه بالاخره موفق شده !! افرین پسر گلم ! ...
12 فروردين 1395

تزویربه شماامان می‌دهد که مقاومت‌تان را بشکند پس ازغلبه شک نکنید که گردنتان را خواهد شکست(مختارنامه)

    مقام معظم رهبری در جمع مجاوران حرم رضوی خاطرنشان کردند :امروز استکبار در صدد تزریق این تفکر در میان ملت ، نخبگان جامعه و به تدریج در  افکار عمومی است  ،تا اینگونه وانمود کنند که ملت ایران بر سر دو راهی قرار دارد و چاره ای ندارد که یکی از این دو راه را انتخاب کند. رهبر معظم انقلاب اسلامی ادامه دادند: بنابراین در قضیه هسته ای توافق شد که اسمش را گذاشتیم برجام؛ برجام دیگری در قضایای منطقه، برجام دیگری در قضایای قانون اساسی کشور برجام 2 ، 3 و 4 الی غیره و ذلک بایستی بوجود آید.  رهبر معظم انقلاب گفتند: می بینید بر روی مساله موشکی چه جنجال ها در دنیا به راه انداختند، چرا جمهوری اسلامی موشک دارد، چر...
12 فروردين 1395

کلاهبرداری امیر محمود از بابا جون

عید که شد به امیر محمود از لای قران کریم یه اسکناس ده هزار تومنی عیدی دادم شیطونیم گل کرده بود که ببینم امیر محمود چه می کنه یه اسکناس ده هزارتومنی گذاشتم بعد یه اسکناس پنج هزارتومنی و دو هزار تومنی و هزار تومنی گفتم بابائی هر کدوم رو خواستی بردار امیر محمود هم بدون هیچ مکثی از اسکناس ده هزار تومنی شروع کرد و گفت بابائی این و اینو این مال من و بعد اسکناس هزار تومنی رو برگردوند و گفت این هم مال تو بابا !!! خانم که این صحنه رو دیده بود حسابی زده بود زیر خنده و قیافه من هم دیدنی شده بود با اسکناس هزاری تو دستم  ،  جدی جدی سرم کلاه گذاشته بود !! ...
12 فروردين 1395

آدم فضائی های امیر محمود !!!

دیروز با امیر محمود رفتیم نون بگیریم دست امیر محمود تو دست من با هم قدم می زدیم که امیر محمود با دست دیگش اسمون نشون داد (اشاره به ستاره ها) و گفت بابائی می دونی ادم فضایین اینا هم چراغاشونن پشتش قائم شدن بابا بازم هست چند تا ستاره دیگه نشونم داد و کلی با اب و تاب ازشون حرف می زد از غذا خوردن تا راه رفتنشون و ... بچه ها چه دنیائی دارن جالبه نه ؟ ...
7 اسفند 1394