امیرمحمود جون بابا

دوچرخه

وقتی عزیزمو بادوچرخه بیرون می برمش نمی دونم خسته می شی یا از تنبلیشه همش می گی که بابائی هل بده دیروز کمی وقت گذاشته بودم امیر محمود جون رو تو خونه سوار دوچرخش کردم شروع به یاد دادن فرمون گرفتن کردم بهش یا دادم که کجا باید فرمون رو بچرخونه به این طرف و اونطرف بره امروز صبح که از خواب پا شدم دیدم که امیر محمود جون بابا خودش تو هال خونه سوار دوچرخه شده بود با نیم پا زدن دو چرخشو جلو می بره خوب فرمون رو می چرخونه واسه خودش محیط یکی از فرش هال خونه رو گرفته دور می زنه این اولین روزی بود که بدون کمک دوچرخه سواری می کنه و لذت می بره جالبش این بود  که سوار دوچرخست ولی با خودش صدای هن هن موتور رو در می آره ! بابائی نمی دونی من از دید...
30 تير 1393

يه گرفتاری جديد

امير محمود جون بابا مثل هميشه کم غذا مي خوره ولي نازنين کوچولو دائي ماشا اله حسابي غذا خوره وقتي که امير غذا نمي خوره نازنين مي گه دائي من بخورم دهنشو باز مي کنه هَ هَ مي کنه تا امير محمود بخوره امير محمود هم تا نازنين هَ هَ مي کنه مي گه اون نمي خوره من مي خورم تازه شروع به غذا خوردن مي کنه اين اخلاق رو تو خونه هم داره غذا که نمي خوره ما مجبوريم بگيم که نازنين مي خوره تا با سرو صدا و ولع شروع به غذا خوردن کنه ! !  نمي دونم تا کي بايد بگيم نازنين مي خوره تا غذا بخوره پسر بابا !ا ...
29 تير 1393

گنجشکک اشی مشی

یادش بخیر اون سالها برنامه کودک یه برنامه عروسکی داشت بنام گنجشکک اشی مشی که آهنگ قشنگ و داستان گیرایی داشت آهنگ ابتدائی برنامه عروسکی گنجشکک اشی مشی بهمراه قسمت آخر از اون برنامه روایت این داستان در فولکلور ایرانی گنجشکک اشی مشی از تاج شاه یاقوتی می‌دزدد تا به بچه‌هایش بدهد تا با آن بازی کنند. اما در میان راه آن را به پیرزنی می‌بخشد تا به زندگی‌اش سر و سامان بدهد. پس از آن گنجشکک به دزدی رابین هود وار جواهرات شاه و بخشش این جواهرات به مردم ادامه می‌دهد. او برای اینکه شناخته نشود هر بار خود را در حوض نقاشی به رنگی دیگر در می‌آورد. منبع در ادامه مطلب آهنگ خاطره انگیز گنجشکک اشی...
29 تير 1393

زبل خان

زبل خان شکارچی بزرگ دانلود رایگان7 قسمت از کارتون زبل خان با حجم کم در ادامه مطلب دانلود رایگان کارتون زبل خان با حجم کم-دانلود کارتون زبل خان     زبل خان / قسمت 1     7:40 زبل خان / قسمت 2     7:17 زبل خان / قسمت 3     7:38 زبل خان / قسمت 4     7:39 زبل خان / قسمت 5     8:40 زبل خان / قسمت 6     7:59 زبل خان / قسمت 7   8:08     منبع ...
29 تير 1393

تسلیت شهادت مظلومانه امیر المومنین علی ابن ابی طالب

شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود سلطان سخا و کرم و جود علی بود هم آدم وهم شیث وهم ادریس و هم الیاس هم صالح پیغمبـر و داوود علی بود شهادت امام علی علیه السلام تسلیت باد   جزاز علی نباشد به جهان گره گشایی طلب مدد از اوکن چو رسد غم وبلایی چو به کار خویش مانی در رحمت علی زن به جز او به زخم دلها ننهد کسی دوایی   منبع مداحی ...
28 تير 1393

همينجا !!

بعد از مدتها ومصيبتها ديگه امير محمود بابا دست از پوشک شست و تا موقعيت خطرناک مي شه مي ياد به بابائي يا ماماني مي گه ، دست بابائي رو مي گيره مي گه اوخ اوخ دستشوئي ولي چند روز پيش بعد از غذا خوردن رو مبل لم داده بود به بابائي نگاه کرد و گفت جيش دارم همينجا بزنم! من هم مونده بودم حالا که بچه اجازه گرفته بهش اجازه بدم يا نه شما چي مي گين ؟ ...
28 تير 1393

امانتداري

خونه عزيز جون بوديم عزيز جون واسه نوه هاش يه ظرف پر پاستيل گرفته بود (من خودم که بچه بوديم عاشق نوشابه ايش بوديم يادش بخير ) نازنين دختر عمه امير محمود دو تا رو با دو دستش گرفت هردو رو هم گذاشت تو دهنش واما امير محمود بابا يکي رو تو دست راستش يکي ديگه رو با دست چپش يک ساعت بعد که عمو قاسم رفت واسه شون دو تا بستني خريد هنوز توي دستاي امير محمود پاستيل بود اما حسابي آب شده بود بستني رو که گرفته بود  دستاش چسبيده بود به بدنه بستني اونجا بود که به امانتداري امير محمود پي بردم مي پرسين چي جوري واسه خاطر اينکه وقتي چيزي رو بهش بدي حتي اگه خوردني باشه يک ساعت بعد اونو مثل اولش بهتون تحويل مي ده جالبه نه !  اما نازنين کوچولوي دائي چي...
28 تير 1393

شعرکودکانه خانواده

خانواده مامان جون من چه مهربونه دوسش دارم خیلی زیاد خودش می دونه یه شاخه گل هدیه ی ماست برای مادر اونکه به فکر بچه هاست  از همه بیشتر   بابای خوبم چراغ خونست دستای گرم اون برام یه آشیونه است یه شاخه گل هدیه ی ما برای بابا اونکه همیشه سایه اش روی سر ماست   داداش جون من لنگه نداره وقتی میاد برای من شادی میاره یه شاخه گل هدیه ی ماست برای داداش خدای خوب و  مهربون مواظبش باش   خواهر خوبم چه نازنینه برای من فرشته ی روی زمینه یه شاخه گل هدیه ی ما برای خواهر که خوب و مهربون اون ، مثل یه مادر   ما همه هستیم یه خونواده خونه داریم کوچیک و قشنگ و ساده هر کسی تو خونه ی...
24 تير 1393

مامان دوست ندارم

داشتيم مي اومديم خونه با عمه زهرا و نازنين کوچولو که پيشنهاد دادن بريم پارک بعد بريم خونه تااز سر کوچمون رد مي شديم امير محمود بابا گفت : ماماني دوست ندارم پارک بريم باناله مي گفت ماماني دوست ندارم برديمش پارک سرسره  که خيلي دوست داره بازي کرد بعد حسابس تاب بازي کرد از تاب پائين نمي اومد کلي شلوغ شده بود رضايت نمي داد که بارون گرفت تو بارون رفت سرسره بازي کرد همه شلوار و پيراهنش خيس شده بود بغلش کردم سوار ماشين شديم نزديک خونه که شديم بازم با ناله گفت : مامان دوست ندارم مامان دوست ندارم !!  خيلي جالبه وقتي که رسيديم پريد تو بغل مادرش ماچش مي کرد ما که از کار اين امير محمود سردر نياورديم ! شما چي ؟ ...
24 تير 1393

فرزندان ایرانیم + دانلود

ما گلهای خندانیم فرزندان ایرانیم ایران پاک خود را مانند جان می دانیم ما باید دانا باشیم هوشیار و بینا باشیم از بهر حفظ ایران باید توانا باشیم آباد باش ای ایران آزاد باش ای ایران از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران دانلود واقعاً که شعر بسیار قشنگی بود کلی لذت می بردیم الان هم کل پسر بابا دوست داره ...
24 تير 1393