برام دعا کن !

چند روز پیش داشتم نماز می خوندم که امیر محمود یه مهر گرفت و پیش من شروع به نماز خوندن کرد یه نگاه به من میکرد و اونوقت تکرار می کرد اخر نماز من دستامو بالا گرفتم که دعا کنم امیر محمود گفت چه کار می کنی گفتم دعا می کنم تو هم دعا کن اونم دستاشو بالا گرفت فرداش من که نمازم تموم شده بود امیر محمود اومد و گفت بابا منو دعا کن گفتم بابائی چه دعائی کنم گفت : دعا کن برم مدرسه !!!



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

برام دعا کن ! 
