امیرمحمود جون بابا

تقابل خير و شر

امير محمود جون يه خرس بزرگ داره که از قد خودش بزرگتره به رنگ خاکستري که خيلي دوسش داره امروز بازيش گرفته بود رفت خرسه رو گرفت آورد پائين  بغلش مي کرد باخودم گفتم چه با محبته که يهو ديدم سوار خرسه شد گردنشو محکم فشار مي داد مي گفت که خفه شد خفه شد ! بعد رفت روي مبل خرسه رو گذاشت روي پاش که خوابش کنه روي صورتش دست مي کشيد انگار مي خواست از دلش در بياره به فکر ماجرای خیر وشر افتادم اين تقابل بين خير و شر تو وجود آدمه خداي شکر که وجه خير وجود امير محمود جون تا الان خيلي پررنگ تره انشاله که مثل شعار صا ايران هر روز بهتر از ديروز هم بشه ! اميدارم که هميشه گلم مهربون و با محبت  باشه قدر زندگي رو هم خوب بدونه !  ...
24 تير 1393

دانلود قران صوتی به همراه ترجمه فارسی آیه به آیه

به مناسبت رمضان مجموعه ارزشمند ترتیل کامل قران کریم،با ترجمه گویای فارسی معرفی می گردد چند سالي است که صدا و سيماي کشور، قبل از پخش اذان اقدام به پخش آياتي از قرآن کريم با ترجمه گوياي فارسي مينمايد. اين ترجمه گوياي فارسي بسيار مورد توجه مردم قرار گرفته است. چرا که بعد از پخش هر آيه، ترجمه آن نيز به صورت روان پخش ميشود و باعث ميشود تا شنونده با معاني آيات قرآن نيز آشنا شود. مجموعه ارزشمند  ترتیل کامل قرآن کریم، با ترجمه گویای فارسی  را دانلود کنید: ويژگی های این مجموعه : - تلاوت قران به صورت ترتیل با صدای دلنشین قاریان معروف - ترجمه فارسی آیت الله مکارم شیرازی با صدای معنوی و پر احساس - قابل ذخی...
24 تير 1393

رفاقت امير محمود جون با آقا سوسماره

يه سوسمار بزرگ خريده بود که خيلي خوشکل بود با رنگ سبز يشمي خوش رنگ هر چي فکر کردم که کجا بزارم که به چشم بياد چيزي به فکرم نرسيد بهترين جائي که به فکرش افتادم روي ميز تلويزيون بود فقط يه مشکل داشتيم امير محمود هر صبح که پا مي شد مي رفت دکمه تلويزينو مي زد که بابائي پويا بزن اون روز هم که رفته بود تلويزيون رو روشن کنه ديدم که دستش رو کشيد عقب عقب مي اومد دست منو گرفت که بابائي ديدم ترسيدم من هم خندم گرفته بود نمي دونستم با اين مشکل چي کار کنم هر روز که از خواب پا مي شد مي اومد مي گفت ديدم ترسيدم تصميم گرفتم که امير محمود رو با سوسمار آشتي بدم واقعاً سوسمار بزرگي بود حدود 70 سانت بود با انگشتهاي بزرگ و ترسناک رفتم جلو ، روي سوسمار دست کش...
23 تير 1393