تفنگ دارم
چند وقته امير محمود موقع کار مياد اذيت مي کنه خیلی که اذیت می کنه من هم بهش ميگم بابائي وايستا تا بخورمت داد مي زنه تند تند فرار مي کنه مثل اينکه يه آهو از دست شير فرار کنه ترس حسابي تو صداش پيداست حتي بعضي وقتها از اين يک جمله من تو فرار گريه هم مي کنه (البته خودش هم مي دونه بازيه بعد مياد تو بغلم ) ولي منظورم از نوشتن اين خاطره بيشتر بر مي گرده به حرکت جديدي که انجام مي ده اونم اينه وقتي که فرار مي کنه و من مي گيرمش ميگه : من گاوم شاخت مي زنم من هم بهش گفتم پس شاخت کو ، بابا دو دستش رو سرش مي زاره و دنبالم مي کنه البته همش هم اين نيست جديداً بعضي وقتها مي ره تفگش رو مي گيره مي گه : من تفنگ دارم مي کشمت &nb...


