امیرمحمود جون بابا

مهربونی !

امير محمود خيلي ماشين اسباب بازي دوست داره تو اسباب بازي فروشي بازار يه ماشين ديده بود  ديروز وقتي خونه نشسته بودم  اومد گفت بابائي برام ماشين مي خري گفتم نه بابا خيلي ماشين داري ديگه اتاقت از ماشين پر شده خيلي اصرار کرد من هم پامو کردم تويه لنگه کفش که نه ديگه ماشن نمي خرم اونم بازم اصرار مي کرد بابائي يه دونه ديگه بخر تا اينکه من کلافه شدم گفتم باشه رفتيم بيرون بگو کدوم رو مي خواي بخرم امير محمود هم منو بغل کرد و گفت بابائي تو خيلي مهربوني  بازم گوشام دراز شد چه کار کنم ستاره قلب بابا خوش زبونه   ...
8 اسفند 1393

بد آموزی امیر محمود

خانمي از خياطي همونقدر مي دونه که من از حقوق (وکالت) چون عزيز حسابي وارده هر وقت لباس امير محمود پاره مي شه خودش لباسش رو مياره مي ده به من مي گه رفتميم عزيز بده عزيز جون بدوزه  ديگه کار بجائي رسيده که خانمي هم وقتي لباس امير درزاش باز مي شه لباس را واسه عزيز کنار مي زاره ...
8 اسفند 1393

آنلاین پیانو بنوازید

شما میتوانید با کیبرد خود نیز از پیانو استفاده نمایید     ترتیب دکمه ها به صورت زیر می باشد :    Q W E R T Y U I O  P A Z S X D C F V G  B H N J M K L   document.write (' '); می توانید با کلیک اینجا و کپی آدرس صفحه جدید با یک دانلودر نسبت به دانلود این فایل اقدام و از آن بصورت افلاین بهره ببرید ! ...
7 اسفند 1393

دانلود نون و پنیر و پونه حمید جبلی از آلبوم سبزه ریزه میزه

    دانلود نون و پنیر و پونه  ترانه سرا مصطفی رحماندوست و  با صدای حمید جبلی                            ! Click Here to Download می توانید بقیه این البوم زیبا راهم در لینک زیر گوش کنید و لذت ببرید  ...
6 اسفند 1393

عزیز کارت داشت

دیروز یه گوشی همراه سوخته رو امیر محمود دادم که باهاش بازی کنه تا گرفت گفت ممنون بابا بعد گوشی رو بین گوش و شونه اش گرفت و محکم سرش رو فشار داد و دستش رو انداخت (واقعاً گوشی رو با سرش نگه داشت !!) و گفت به عزیز زنگ بزنم بعد دستش رو دکمه های شماره گیرش فشار می داد  و می گفت صفر نهصد و یک بعد کلی مثلاً با عزیز صحبت کرد و تلفن رو قطع کرد و گفت : کارت داشت     عجبا از این بچه ها ...         ...
6 اسفند 1393

یک ماشین و کلی تشکر

چند روز پیش باهم از جلوی یک اسباب فروشی که رد می شدیم امیر محمود کلی لج کرد که من ماشین پلیس می خوام  هر کاری کردیم قبول نکرد بالاخره براش اون ماشین پلیس بزرگ رو خریدیم تا اومدیم خونه امیر محمود من ماچ کرد و گفت بابائی ممنون ماشین پلیس خریدی از اون روز الان بیشتر از پنج روز گذشته هر روز منو می بینه میاد ماچم می کنه و می گه : ممنون برام ماشین پلیس خریدی    ...
6 اسفند 1393

آموزش سوره کوثر به کودکان

این سوره کوثره                   از همه کوچیکتره خدا گفته به احمد                 عزیزم یا محمد به تو یه کوثر دادیم              زهرای اطهر دادیم تو هم به شکر نعمت           خدا رو کن عبادت قربونی کن قربونی               خودت که خوب می دونی طعنه زنهِ تو خواره               دیگه نسلی نداره ...
6 اسفند 1393