امیرمحمود جون بابا

اولین شغل مورد نظر امیرمحمود جون بابا

من مدرسه می خوام ... چند روز پیش روی میز تحریرم نشسته بودم که امیر محمود میاد و من اونو روی میز می شونمش و  مشغول مطالعه می شم اونم با کتابی که روی میزه بازی می کنه برای کاری از اتاق خارج می شم وقتی که بر می گردم امیر محمود سر جای باباش نشسته و داره مطالعه می کنه گفتم بابائی زحمت بکش برو پیش مادرت بازی کن جواب می ده تو برو بازی کن من می خوام درس بخونم دکتر بشم . ( واقعاً نه من و نه مادرش تا حالا در مورد دکتر شدنش صحبت نکردیم همین بیشتر جای تعجب داشت ) آخرش نگذاشت که سر جامون بشینیم اینم از وضعیت ما چه کنم می خواد درس بخونه  راستی یادم رفت بگم امیر محمود از یک سال پیش که تازه حرف زدن رو شرع کرده بود هر وق...
19 آذر 1393

آموزش صدای حیوانات - صدای گربه

دانلود   گربه من ناز نازيه      همش به فكر بازيه يه توپ داره قلش ميده      مي گيره و باز ولش ميده گربه ليلي باهوشه           اما زياد بازيگوشه يه توپ داره رنگ ووارنگ          ميزنه به شيشه دنگ و دنگ گربه من نازنازيه        همش به فكر بازيه شبها هميشه وقت خواب       ميره مي خوابه تو رختخواب گربه پوري شيطونه          هي ميره بيرون از خونه شبها كنار حوض ميره       ميشينه و ماهي ميگيره گربه من نازنازيه      &nb...
5 آذر 1393

دست و ساعت

چند وقت پیش عزیز جون برای امیر محمود یه ساعت آبی رنگ خوشگل خرید تقریبا تو محرم بود رفته بودیم خونه یکی از آشنا ها که مراسم داشت امیر محمود شیشه ساعتش رو نمی دونم چی جوری در آورده بود و با عقربه هاش بازی می کرد من که متوجه شدم دیگه ساعته خراب شده بود  ساعته رو دیگه از دستش در آوردم امیر محمود هم هر روز سراغ ساعتش رو از من می گرفت با عزیز جون که تلفنی حرف زد ازش قول یه ساعت دیگه رو گرفته بود این سری که رفتیم خونه عزیز جون عمه زهرا رفته بود برای نازنین و امیر محمود و پارسا ساعت خرید اونم ساعت پرنده های خشمگین که موبایل مامانی از دست امیر محمود  و این بازی خراب شده اینقدر که دوست داره رنگش هم زرد که عاشق رنگ زرده و بجز زرد...
5 آذر 1393

عضو جدید خانواده

چند وقتیه یه عضو جدید به خانواده ما اضافه شده من و امیر محمود داشتیم توپ بازی می کردیم که که امیر محمود گفت بابائی به دوستم هم پاس بده من مونده بودم که چی میگه گفتم بابائی دوستت کجاست با دستش کنارشو نشون داد گفتم بابائی با دوستت بازی کن و من رفتم دنبال کارهای دیگم صداشون رو می شنیدم که داره باهاش صحبت می کنه بعد از چند دقیقه منو صدازد که بابائی دوستم توپو نمی گیره بله از امروز خانواده ما با دوست مجازی امیر محمود چهار نفره شده . خوش اومدی دوست امیر محمود !!! ...
5 آذر 1393

معما

    1- آن چیست که دو پا دارد و دو پای دیگر هم قرض می کند و می رود و کسی هم به گردش نمی رسد؟   2- آن چیست که هرچه از آن برمی دارند،بیشتر می شود؟   3- آن چیست که روز پر است و شب استراحت می کند؟   4- آن چیست که ورزشکاران به خاطر شکستنش جایزه می گیرند؟   5- آن چه گرد سبز رنگی است که اگر در آب بریزند،قرمز می شود؟ 6- به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از یک روانپزشک پرسیدم: شما چطور می فهمید که  یک  بیمار روانی به  بستری شدن در بیمارستان نیاز دارد ؟ روانپزشک جواب داد:« ما وان حمام را پر از آب می کنیم و یک  قاشق چای...
3 آذر 1393

آموزش شمارش اعداد فارسی

شمارش گوسفند با فشردن   +   یکی به گوسفندان اضافه و با فشردن   -  یکی کم می شود خیلی گشتم یه فایل مناسب برای آموزش اعداد پیدا کنم چند روز پیش این فایل را پیدا کردم که خیلی جالبه امیر محمود تا سی را می شمارد ولی با این فایل چند تا مشکل جزئی داشت که حل شد خیلی جالبه که حالا از من ایراد هم می گیره مثلاً میگه پونزده نه پانزده - شونزده نه شانزده عجب پسر بلائی !!! منبع : در ادامه شعر اعداد   یک گل سرخ تو گلدون رو میزِ توی ایوون یک گل داریم یک گلدون یک پسر مهربون ————————- دو چشم دو گوش دوتا پا د...
3 آذر 1393

آهنگ کودکانه گنجشکک اشی مشی

گنجشگک اشی مشی از قصه ها بیرون بیا برلب بوم ما نشین بپر بالا تو آسمون بگو به ابر مهربون که چشم پر اشکی داره بیاد به شهر تشنمون بارون شر شربباره ببین هوای شهر ما تو چنگ دود اسیر شده بگو به باد با لشکرش بیاد که خیلی دیر شده گنجشگک اشی مشی بخون بگوش آدما کاری کنم که شهرمون بمونه سبز و با صفا گنجشگک اشی مشی از قصه ها بیرون بیا برلب بوم ما نشین بپر بالا تو آسمون بگو به ابر مهربون که چشم پر اشکی داره بیاد به شهر تشنمون بارون شر شربباره ببین هوای شهر ما تو چنگ دود اسیر شده بگو به باد با لشکرش بیاد که خیلی دیر شده گنجشگک اشی مشی بخون بگوش آدما کاری کنم که شهرمون بمونه سب...
3 آذر 1393

روحش شاد

  برای پخش کلیک کنید ... دانلود فایل صوتی مصاحبه آخر شادروان مرتضی پاشایی این مصاحبه شادروان مرتضی پاشایی در مورد بیماری و کنسرت های و خاطرات خود سخن میگوید دانلود مصاحبه با کیفیت 128 Morteza Pashaei – Interview روحش شــــــــــــاد یادش گرامــــــــــــی زنده یاد مرتضی پاشایی   ...
3 آذر 1393

خشم اژدها تو پارک

چند وقت پيش رفته بوديم پارک بزرگ ميدان امام حسين (ع) مثل هميشه خيلي شلوغ بود امير محمود رفت سرسره بزرک پيچ دار سوار بشه وقتي که از پله ها بالا وي رفت از من  باي باي کرد و رفت بالا يه دختر کوچولو هم بود که کمي کوچکتر بود امير محمود تا اونو ديد رفت جلو سرش رو کمي به سمت جلو و پاين آورد ابرو هاشو بصورت هفت در اورد و بعد دو تا نفس از بيني هاش بيرون داد صداي نفساش به گوش مي رسيد (دقيقاً همون شکلکي که براتون گذاشتم ) باباي دختره پائين داشت بچه ها رو نگاه مي کرد من از دور هُرم نفسهاشو حس کردم رفتم جلو کفتم بابائي سلام کن امير هم سلام کرد باباي دختره اميرمحمودرو نگاه کرد و خنديد امير محمود هم از پله هاي دوم بالا رفت و باباهه رو نگاه کرد و...
30 آبان 1393