خدا منودوست نداره !!؟
امیر محمود که منو دیده بود رفتم برای نماز وضو بگیرم صدای گریش دراومده بود گفت بابا جون بیا کارت دارم وقتی که وضو گرفتم رفتم پیش امیر محمود که جلوی تلویزیون دراز کشیده بود و حسابی اشک می ریخت گفتم باباجون چی شده با همون حالت گریه گفت خدامنو دوست نداره گفتم چی!؟ بازم گفت : بابا خدا منو دوست نداره من که خیلی از این حرف دلبندم ناراحت شده بودم گفتم بابااین چه حرفیه خدا همه بچه ها را دوست داره گفت نه خدا منو دوست نداره من که هنوز حرفم تموم نشده بود ادامه دادم بابا می دونی خدا تو رو از من بیشتر دوست داره باز صدای گریش بالا تر رفت و گفت خدا منو اصلاً دوست نداره من خیلی کلافه شده بودم امیر محمود جون بابا هی پشت سر هم می گفت خدا منو دوست ن...


