امیرمحمود جون بابا

دتکر ( دکتر )

1393/5/4 22:11
نویسنده : بابائی
177 بازدید
اشتراک گذاری

ديروز وسط تابستون سرما خورده بودم حسابي آبريزش بيني هم داشتم اونم تو ماه رمضان داشت آب تنم خشک مي شد ديگه از دستمال چيکه چيکه آب مي چکيد امير محمود جون اومد پيشم که بريم بازي کنم من بهش گفتم که بابائي مريضم نمي تونم . امير هم توپشو انداخت زمين که بريم دتکر گفتم کجا بريم ؟ گفت دتکر ميگه دهنتو بازکن ! فداي پسر شيرين زبونم بشم چه حافظه اي داره چه خوب دکترو يادشه  !!

ما که بچه بوديم از دکتر و آمپول مي ترسيديم هر وقت هم که مي خواستن ما رو بترسونن مي گفتم مي برمت دکتر آمپول بزنه ولي اين بچه ها  چه خوب مي فهمن که آدم وقتي مريض مي شه بايد بره دکتر قربون پسر باهوشم برم که بااين شيرين زبوني حالمو خوب مي کنه ، دکترِبابا شماين تازه شفا هم مدين !

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)