امیرمحمود جون بابا

عادت گريه و توپ سفيد

1393/10/1 16:49
نویسنده : بابائی
253 بازدید
اشتراک گذاری

1000.gif

امروز تو خونه عزيز جون بعد ازظهر بعد از کلي بازي کردن امير محمود خوابش گرفته بود و اومد تو بغل من خوابيد تا شب خوابيده بود حدوداي ساعت 10 شب بيدار شد و شروع کرد به گريه کردن و بهونه گرفتن صداي گريه اش حوصله همه رو سر برده بود عزيز جون امير جون رو از تو بغل من گرفت کفت بريم بازي مثل اينکه خوشش اومده بود ولي بازم گريه مي کرد (البته اين اخلاق گريه کردن بعد از بيدار شدن عادت کودکيشه که من خيلي دوست داشتم بغلش مي کردم و حسابي باهاش بازي مي کردم و لذت مي بردم تا آروم مي شد که حالا خيلي کمتر شده)تا عزيز جون بچه رو ببره بيرون شروع کرد به سراغ منو گرفتن عزيز جون بچه رو اورد پيش من تا بغلش کردم گريه کرد که غزيز رو مي خوام عزيز امير محمود رو گرفت و با هم رفتن خونه عمه زهرا که نزديک خونه عزيز جون اينا هست بعد از ساعتي که برگشتن يه توپ سفيد رنگ چهل تيکه دستش بود اورد پيش من که بابا به نازنين ديگه نمي دم باشه شروع کرد به شوت کردن طرف من خيلي جالب بود شعر توپ سفيدم قشنگي ونازي رو هم مي خوند گفتم بابا توپ چه رنگه گفت سفيد و بعد بازم شروع کرد به خواندن همون شعر ، ديگه رنگها رو خيلي خوب ياد گرفته البته رنگها رو از بازي زياد با اون رنگ آميزي آنلاينه که خيلي دوست داره یاد گرفته .

voetbalknietje.gif

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)