ساخت لگو

دیروز امیر محمود داشت با لگو هاش بازی می کرد بعد از کلی سر و کله زدن رفت مادرش رو صدا زد و گفت مامان بیا واست آشپزخونه درست کردم ما هم اومدیم دیدیم که واسه مادرش میز ، صندلی اجاق گاز درست کرده و میگه مامانی اینجا غذا درست کن خلاصه کل روز را من و گل پسرم با هم مسجد ، آدم آهنی ، خونه ، فطار ، تفنگ و ... درست کردیم در آخر من رفتم بازم خودش مشغول بازی شد که حاصل خلاقیتش یه کشتی بزرگ با یه دود کش بلند بلند بود .

![]()

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

ساخت لگو 
