امیرمحمود جون بابا

دُ تکُر

1393/3/20 8:58
نویسنده : بابائی
222 بازدید
اشتراک گذاری

چند روز پیش رفتیم خونه مادر جون اینا همه مشغول حرف زدن با هم بودیم و حواسمون به گلمون نبود که یه هو امیری بابا اومد پیش من و در حالی که شکمشو گرفته بود خیلی جدی گفت بابائی درد میکُرنه بریم دُتکُر . همه یهو نگران شدن اونم که دید همه بهش توجه می کنن زد زیر خنده منم حسابی بغلش کردمو کلی ماچ نثارش کردم .

دوستت دارم بابایــــــــــــــــــــــــــــی

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)