خدا قوت بابا
ديروز امير محمود بابا با مادرشون تشريف بردن خونه مادر جون خانمي که برگشت گفت امير جون امروز به خودشون زحمت دسشوئي رو ندادند هر جا که خواستن و هر طوري که ميلشون کشيد تو خونه مادر جون جيشيدن بندگان خدا مجبور شدن هر دو فرش توي حالو جمع کنن و بشورن خدمتتون عرض کنم که موقع برگشت هم رو صندلي زانتيا بابا ابراهيم هم بله کار رو تکميل کردن امروز روز بسيار پر کاري براي امير محمود جون بابا بود
بابائي خدا قوت . راستي بابائي خونه از اين کارا نکني باشه !


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

خدا قوت بابا
