امیرمحمود جون بابا

دانلود کارتون قدیمی گوریل انگوری بطور کامل

دانلود کارتون قدیمی گوریل انگوری امروز تمام قسمتهای کارتون قدیمی گوریل انگوری  را برایتان آماده کردم البته بمناسبت فوت دوبلور این کارتون زیبا که با صدای ایشان ماندگار شد. کارتون شادی که بر محور یک گوریل۴۰ فوتی که عاشق انگور بود می چرخیدگوریلی دوست داشتنی با قیافه معصوم! کارتون گوریل انگوری این کارتون محصول هانا – باربارا بوده که بین سال های ۱۹۷۵ الی ۱۹۷۸ از تلویزیون ABC آمریکا پخش می شده. (هانا باربارا یک استودیو تولید انیمیشن بوده که در سال ۱۹۴۴ که به همکاری دو پویانمای همکار ساخته شده و مجموعه های کارتونی محصول این شرکت از پربیننده ترین کارتون های دهه ۶۰ آمریکا بوده و از شاهکارهای آنها می ت...
23 دی 1393

نماز دراز کش

  چند وقت پیش اربعين تو روستاي پدریم همراه مراسم اربعین مراسم سالگرد شهدا را هم برگزار می کنند اون روز ما با کل خانواده رفته بود يم مراسم موقع نماز که شد ما واستاديم تا نماز بخونيم امير محمود هم  کنارم نشسته بود و نگاه مي کرد ، ازم مهر می خواست  تو رکعت دوم يه مهر پيدا کردم گذاشتم جلوش امير محمود هم با ما شروع کرد به نماز خونده تا رسيديم به سجده امير محمود تو سجده پاهاشو دراز کرده بود و سرش به مهر بود خلاصه تمام سجده ها را به حالات دراز کش خوند من مونده بودم اون معمولاً با هام که نماز مي خونه سجده رو بلده ، نمي دونم از شيطونيش بود و يا ... ما اون روز رو با کلي خجالت سر کرديم نمي دونم مردم تو دلشون چي گفتن ؟ خدا مي دون...
23 دی 1393

گناه داره !

واسه تولد امير محمود جون که یادتونه يه الاغ ننوئي خريديم که تاب مي خوره و آهنگ مي زنه چند وقت پيش هم شبکه نمايش فيلمهاي بروسلي رو شروع  به نمايش کرد هر شب يه فيلم از بروسلي رو نشون مي داد امير محمود جون بابا هم علاقه خاصي به حرکات و در آوردن اون صداي خاص بروسلي پيدا کرده بود  ما که بچه بوديم وقتي تلويزيون فيلمهاي بروسلي مي داد ديگه نمي شد بچه هاي مدرسه رو جمع کرد مصيبتي بود براي ناظم مدرسه بگذريم چند وقتي است که تحت تاثير فيلمهاي بروسلي امير محمود هر کي رو که مي بينه ميگه مشت بازي کنيم مشتاش هم سنگين شده تو يکي از همين روزها داشتم مطالعه مي کردم امير محمود هم اومد يه مشت جون دار نثارمن کرد جاتون خالي حسابي مشتاش قوي شده مشتش ...
23 دی 1393

برام دعا کن !

چند روز پیش داشتم نماز می خوندم که امیر محمود یه مهر گرفت و پیش من شروع به نماز خوندن کرد یه نگاه به من میکرد و اونوقت تکرار می کرد اخر نماز من دستامو بالا گرفتم که دعا کنم امیر محمود گفت چه کار می کنی گفتم دعا می کنم تو هم دعا کن اونم دستاشو بالا گرفت فرداش من که نمازم تموم شده بود امیر محمود اومد و گفت بابا منو دعا کن گفتم بابائی چه دعائی کنم گفت : دعا کن برم مدرسه !!!                                                                 ...
18 دی 1393

پس چه جوري رفتن

چند وقت پيش رفته بوديم پارک زير پل تجن که محلي براي قايق پدالي داره امير محمود هم که دوست داره اصرار که بريم اونجا هوا کمي بارندگي بود کسي اونجا نبود تارفتيم نزديک امير محمود يه طناب رو زمين پيدا کرد که حسابي گلي شده بود گفت بابائي ماره (از اينجا) بريم رفتيم طرف ديگه که محل بازي بچه ها بود امير محمود هم کلي بازي کرد موقع برگشتن يه عده روي اسکله ايستاده بودند امير محمود به مادرش گفت انجا ماره (به معني اينکه نمي شه رفت اونجا) گفتم بابائي آره مار داره !! نگاهي به من کرد گفت اونا چه جوري رفتن !!؟من مونده بودم تو جوابش چي بگم ! هوا حسابی بارونی شده بود گفتم هوا خوبه؟   ...
18 دی 1393