موشک بازي
واسه من مي گي ؟ امروز که خونه عزيز جون بوديم امير محمود و پارسا جون با هم داشتن موشک بازي مي کردن و حسابي داد و بيداد راه انداخته بود و هوا پيما بازي مي کرد پارسا دو تا از هواپيماهاي کاغذي رو گرفته بود و مي چرخيد و مي گفت اين دوتا مال من امير محمود هم دو تاي ديگه رو ورداشته بود و حرکات پارسا را تقليد مي کرد پارسا مي رفت روي مبل و بالاو پائين مي پريد امير محمود هم همون کارها رو مي کرد عزيز جون و عمه زهرا داشتن با هم صحبت مي کردن که امير محمود ببين که هر کاري پارسا مي کنه تکرار مي کنه . يهو امير محمود پريد جلوي عزيز جون و گفت : واسه من مي گي ؟ يکدفعه همه که شاهد اين حرکت امير محمود بودند زدند زير خنده حسابی جو خونه عوض شدت...

