امیرمحمود جون بابا

خونه تکوني

1393/5/14 4:55
نویسنده : بابائی
146 بازدید
اشتراک گذاری

امروز خونه رو با خانمي مرتب کرديم مبلها رو جا بجا کرديم بيشترين لذت رو امير محمود جون مي برد از روي مبل مي پريد  پشت مبل قائم موشک بازي مي کرد دستمال دست گرفته بود داشت به خيال خودش به مادرش کمک مي کرد بعد که  وسايل جابجا شدن مي رفت رو ميز وسط مي پريد پائين خلاصه کيف  مي کرد بازم مي رفت بالاي ميز مي پريد پائين بعد از چند بار پريدن گفت خسته شدم رفت بطري آب معدني کوچکش رو گرفت درش رو باز کرد چند قلپ آب خورد و گفت خستهح شدم ! بعد دوباره شيطونيشو از سر گرفت بابائي بازم خسته که مي شد مي اومد پائين در بطري رو باز مي کرد قلپ قلپ آب مي خورد خيلي جالبش اون  بود که مي گفت خستهح شدم خستهح شدم !! آخر کار هم پرده رو گرفت محکم کشيد پائين که پرده از جاش کنده شد و افتاد زمين امروز خيلي زحمت کشيدي حسابي خسته شدي بابا!

دستت درد نکنه بابائي .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)